شعر سیاه

بهترین شعرهایی که خوانده ام

۶۸ مطلب با موضوع «یغما گلرویی» ثبت شده است

مسافر _ یغما گلرویی

شاید از خوش‌ْبختی‌ِ منه‌ ، 

که‌ تموم‌ِ چراغای‌ سَرِ راه‌ِ این‌ ماشین‌

جَلدی‌ سبز می‌شن‌ !

شایدَم‌ از بدبختیم‌ !

تموم‌ِ عمر ، 

کارم‌ شکستن‌ِ چراغای‌ قرمز بود !

من‌ که‌ عُمری‌ُ با رنگ‌ِ خونی‌ِ چراغای‌ قرمز جنگیدم‌ ، 

دیگه‌ از سبز شُدن‌ِ چراغ‌ِ چهاراهای‌ سَرِ راهَم‌

کیفور نمی‌شم‌ !

 

آخه‌ دستام‌ تو دست‌ْبنده‌ وُ

تو یه‌ ماشین‌ِ حمل‌ِ زندونیام‌ ، 

که‌ مقصدش‌ میدون‌ِ تیره‌ !

این‌ چراغای‌ سبز ، 

این‌ چراغای‌ سبزِ لعنتی‌ دارن‌ دَم‌ به‌ دَم‌

من‌ُ به‌ ساعت‌ِ سُرخ‌ِ تیربارون‌ نزدیک‌ می‌کنن‌ !

ادامه مطلب...
۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

گریه نکن کوچولو _ یغما گلرویی

گریه نکن! کوچولو

موشک که ترس ندارد!

این دعوای احمقانه‌ی آدم بزرگ‌هاست

بر سرِ اسباب‌بازی‌هاشان.

یک گنبد

و یک دیوار

که نمی‌شود جا به جاشان کرد.

 

گریه نکن! کوچولو

کسی صدایت را نمی‌شنود!

چشم‌هایت را ببند،

گوش‌هایت را بگیر...

شاید موشکی که به سمت تو می‌آید

راهش را عوض کند!

 

گریه نکن! کوچولو

مُردن که ترس ندارد!

ادامه مطلب...
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میلاد

آدمای ساده _ یغما گلرویی

ما آدمای ساده‌یی بودیم: 

به ساده‌گیه بره‌هایی که 

بی‌خبر می‌رن دنبالِ قصاب 

به ساده‌گیِ بچه‌هایی که 

شبا خدا رُ می‌بینن تو خواب 


ما آدمای ساده‌یی بودیم: 

وقتی یه عده مگسو رو ماه 

نشون می‌دادن ما باور کردیم 

وقتی می‌گفتن لاک پشتا از ما 

عقب افتادن ما باور کردیم 

 

ما آدمای ساده‌یی بودیم، 

ما آدمای ساده‌یی هستیم، 

از ساده‌گیمون نفس بُریدیم، 

از ساده‌گیمون به شب نشستیم... 

 

ما آدمای ساده‌یی هستیم: 

برای هرکس از آزادی و 

برابری گفت هورا کشیدیم 

بدون فکر و بدونِ تردید، 

همیشه یامُفت هورا کشیدیم 

 

ما آدمای ساده‌یی هستیم: 

تن به سیاست بازی نمی‌دیم 

کاری نداریم به کارِ دنیا 

هر چی پیش بیاد لابد درسته 

با هر جناحی موافقیم ما! 

 

ما آدمای ساده‌یی بودیم، 

ما آدمای ساده‌یی هستیم، 

از ساده‌گیمون نفس بُریدیم، 

از ساده‌گیمون به شب نشستیم...

ادامه مطلب...
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

استوانه کوروش _یغما گلرویی

به‌ بدبختی‌ِ مردمان‌ پایان‌ بخشیدیم‌...

 

چه‌ روده‌ درازِ این‌ کوروش‌ِ صغیر !

سه‌ زرع‌ سخنرانی‌ کرده‌ وُ توقع‌ داره‌ 

همه‌ی‌ اونا رُ روی‌ این‌ لوح‌ِ گِلی‌ بنویسم‌ ،

اونم‌ با خط‌ِ میخی‌ !

دِ اَمون‌ بده‌ ، سَردار !

اگه‌ زِرت‌ُ زِرت‌ با اون‌ شلاق‌ بزنی‌ رو گُرده‌م‌ ،

این‌ کتیبه‌ تا صد سال‌ دیگه‌ هم‌ حاضر نمی‌شه‌ !

می‌دونم‌ که‌ اول‌ِ صُبی‌ ،

شاه‌ِ شاهان‌ برای‌ بازدیدِ این‌ کتیبه‌ میان‌ !

دِلِت‌ قرص‌ باشه‌ !

شب‌ نشده‌ کارم‌ تموم‌ میشه‌ !

اما یه‌ سوال‌ دارم‌ :

شما غیر از این‌ برده‌ی‌ بدبخت‌ ،

کسی‌ رُ پیدا نکردین‌ 

که‌ بیانیه‌ی‌ آزادی‌ِ آدمیزادُ بَراتون‌ کنده‌کاری‌ کنه‌ ؟

ادامه مطلب...
۳۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

تلفن عمومی _ یغما گلرویی

اَلو !

سِلام‌ !

چِطوری‌ ؟

ما رُ سِیل‌ْ نمی‌کنی‌ خوشی‌ ؟

شرمنده‌ که‌ نتونِستُم‌ تماسِت‌ بِگیرُم‌ !

سه‌ روز داریم‌ تا شهریورُ 

بوام‌ گوشی‌ رُ قُرُق‌ کرده‌ !

میگه‌ : ئی‌ دو تا امتحان‌ُ اگه‌ بیفتی‌ ، دیگه‌ خلاص‌ !

نمی‌دونُم‌ چرا اسم‌ِ جبرُ تاریخ‌ که‌ میاد ،

جِگَرُم‌ آشوب‌ می‌شه‌ !

اصلا" دِلُم‌ با مَکتب‌ نیس‌ !

دِلُم‌ با توئه‌ ، سبزه‌ خاتون‌ !

غروبی‌ می‌برمت‌ سینما !

تو که‌ هلاک‌ِ بازی‌ِ بهروزی‌ !

پَس‌ قرارمون‌ شیش‌ رُب‌ کم‌ ،

دَم‌ِ سینما رِکس‌ !

قربونت‌ !

خداحافظ‌ !

 

پ.ن: فاجعه سینما رکس در ساعت 10 شب 28 مرداد (3 روز مونده به شهریور) رخ داد. در آن موقع در سینما فیلم «گوزن ها» در حال پخش بود.

ادامه مطلب...
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد